چشم انداز هفتگی:
با توجه به اینکه دو شاخص نزدک وS&P هر دو این هفته به قلمرو سقف تاریخی حرکت کردند این نمودار توجهات زیادی را به خود جلب می کند. داده‌های آخر ماه برای نوامبر اندازه گیری در سطحی را نشان داد که قبلاً تنها دوبار از آن عبور شده بود. در سالهای ۱۹۲۹ و ۱۹۹۹. هیچکدام از این سال ها به طور خاص از سوی سرمایه گذاران بازار سهام به خوبی دنبال نشده است.


چشم انداز هفتگی:

با توجه به اینکه دو شاخص نزدک وS&P هر دو این هفته به قلمرو سقف تاریخی حرکت کردند این نمودار توجهات زیادی را به خود جلب می کند.
داده‌های آخر ماه برای نوامبر اندازه گیری در سطحی را نشان داد که قبلاً تنها دوبار از آن عبور شده بود. در سالهای ۱۹۲۹ و ۱۹۹۹.
هیچکدام از این سال ها به طور خاص از سوی سرمایه گذاران بازار سهام به خوبی دنبال نشده است.


این نسبت قیمت به درآمد یاCAPE که به صورت چرخشی تنظیم شده است.
این معیاری برای این است که چقدر بازار سهام ارزش بالا یا پایینی دارد و توسط استاد امور مالی، نویسنده کتاب معروف ارزیابی بازار رابرت شیلر تنظیم شده است.


نسبت تنظیم شده به صورت چرخشی قیمت به درآمد به طور معمول با نام اختصاریCAPE شناخته می شود،معیار ارزیابی که معمولاً در بازار سهامS&P500 ایالات متحده اعمال می شود.
این تعریفی از تقسیم قیمت بر متوسط ده ساله درآمد می باشد که برای تورم تنظیم میشود.
بدین ترتیب اصولاً برای ارزیابی بازده احتمالی آتی سهام از بازه های زمانی ۱۰ تا ۲۰ ساله استفاده می شود. به طوری که مقادیر بالاتر از متوسطCAPE حاکی از بازده سالانه بلند مدت، کمتر از متوسط است.
استفاده از درآمد متوسط طی دهه گذشته به روان‌سازی تاثیر چرخه های تجاری و سایر رویداد ها کمک می کند و تصویر بهتری از قدرت درآمد پایدار یک کمپانی را ارائه می دهد.

پروفسور شیلر از چند سال پیش شروع به تولید یک نسخه تعدیل شده کرد تا با در نظر گرفتن تغییر در شیوه های تجاری آمریکا تاکید بیشتری بر باز خرید سهام داشته باشد تا سود سهام.


رشد واقعی قیمت سهام پس از در نظر گرفتن تورم از رشد درآمد شرکت‌ها به شدت جلوتر است تسلا نمونه خوبی برای این پدیده می باشد.


این هم مجموعه دیگری از نمودار هایی است که توجه مردم را به خود جلب کرده است.
معیارCAPE در مقابل بازده موجود در بازار اوراق قرضه.
نسبت قیمت به درآمد بسیار بالاست در حالیکه بازده موجود در اوراق قرضه بسیار کم است.


بازده اضافیCAPE سود حاصل ازS&P(معکوس نسبتP/E) منهای نرخ بهره بلند مدت است که همه به صورت واقعی می باشند.
این معیاری است برای اینکه چه مقدار کمپانی‌های بیشتر بازدهی بیشتری نسبت به اوراق دارند.
پروفسور شیلر کشف کرد که وقتی این معیار بالا بود بازدهی سهام طی ۱۰ سال آینده تمایل زیادی داشت و برعکس وقتی این معیار کم بود یعنی بازدهی سهام طی ۱۰ سال آینده پایین بود.


علاوه بر این برآوردهای مربوط به بازدهی بازار بورس طی ۱۰ سال آینده برای افرادی که روزانه معامله می کنند یا اسکالپ کار هستند چندان مورد توجه نیست.
کارهای پروفسور شیلر بیشتر مورد توجه سرمایه گذاران نهادی و دیگران با چشم انداز طولانی مدت است به طور مثال افرادی که یک شرکت را بر اساس مبانی فاندامنتال ارزیابی می کنند هرگز در این سال در تسلا مشارکت نمی‌کردند.
علاوه بر این اگر در بازار سهام نیستید باید به این سوال نگران کننده پاسخ دهید؟
با پول خود چه کار می کنید؟با توجه به اینکه نرخ های بهره در نزدیک به پایین ترین سطوح تاریخی هستند. اوراق قرضه بازدهی ضعیفی ارائه می دهند.
در واقع امروزه "نرخ بهره بدون ریسک" بیشتر شبیه "نرخ ریسک بدون بهره" می باشد.
قیمتهای املاک و مستغلات نیز بالاست. صندوق‌های پوششی هم سال ها عملکرد خوبی در صندوق شاخصS&P نداشتند. اینها تا حدی توضیح می‌دهد که چرا قیمت سهام در این روز ها بسیار بالاست چون هیچ گزینه جایگزین بدیهی وجود ندارد.
همچنین ساده نیست تا بفهمیم چه عواملی در حال حاضر اوضاع را تغییر می‌دهد.
بانک های مرکزی به طور فعال در حال کمک و پشتیبانی هستند که این را می توانیم از نرخ سیاست سایه متوجه شویم.
با نرخ بهره صفر یا زیر آن بانک های مرکزی جهت تسهیل کردن سیاست های پولی به اقدامات فوق العاده دیگری متوسل شده اند.
این امر قضاوت در مورد جایگاه کلی سیاست های پولی بانک های مرکزی و مقایسه رژیم های پولی در بین ارز ها را دشوار می سازد.
نرخ های سایه تلاش می‌کنند تاثیر کلی اقدامات تسهیلی بانک های مرکزی را تخمین بزنند و آن را به رقمی معادل با نرخ سیاستی در سطحی تبدیل کند که برای ایجاد اثر مشابه ضروری است.
برخلاف نرخ های اسمی نرخ سیاست های سایه بانک های مرکزی به خوبی در قلمرو منفی قرار دارند. که در برخی از آنها با آنچه که بانکهای مرکزی حد صفر می نامند، به آن چسبیده هستند.


در اوایل امسال فقط بانکهای مرکزی ژاپن،سوئیس و اروپا نرخ های زیر صفر داشتند.
اکنون رزرو بانک نیوزلند پیشگام است و بانک مرکزی استرالیا تقریباً در همان سطح قرار دارد.
باید در نظر داشت که دلار نیوزلند و دلار استرالیا قبلاً به عنوان "ارزهای با بازدهی بالا" شناخته می شدند.


به نظر می رسد رفتار بانک‌های مرکزی تنها غلبه بر تورم نباشد در حال حاضر هیچ یک از کشورهای بزرگ صنعتی با تورم بالای هدف مشکلی ندارند.
اما نکته مهم دیگر این است که تورم دیگر حتی هدف سیاست های پولی نیست.
هدف سیاست های پولی از مهار تورم به احیای اشتغال و سایر مشکلات اجتماعی در حال تغییر است.
این امر به ویژه در ایالات متحده مشهود بوده جایی که فدرال رزرو در بیانیه اخیر خود نسبت به اهداف بلند مدت و استراتژی سیاست های پولی، اهداف در زمینه اشتغال را جلوتر از مقابله با تورم مطرح کرده است. در استرالیا نیز به همین ترتیب.
شاید سایر بانک‌های مرکزی به صراحت آن را شرح نداده باشند اما مدل منحنی فیلیپس که آنها تحت آن کار می کنند نشان می دهد که پایین آوردن بیکاری در عین حال به بالا بردن تورم کمک می کند.
بنابراین دو هدف به طور موثر در سطوح فعلی تورم پایین هدف، مشابه هستند.
در حقیقت به استثنای ژاپن و سوئیس که نرخ های بیکاری به شکل غیر معمول پایین هستند در سایر کشورها صنعتی مهم این رابطه بین تورم و اشتغال به خوبی برقرار است.


سایر بانک های مرکزی نیز بر روی سایر موضوعات تمرکز کرده اند.
بانک مرکزی اروپا تغییرات اقلیمی را در پیش گرفته است. به طور مثال رئیس بانک مرکزی فرانسه ویلروی گفت که بانک مرکزی اروپا باید ریسک های اقلیمی را در قوانین وثیقه‌ای خود در نظر بگیرد.
ارتباط بین بانکداری مرکزی و تغییرات اقلیمی با انتصاب رئیس پیشین بانک مرکزی انگلستان مارک کارنی به عنوان نماینده ویژه سازمان ملل در امور اقلیم و امور اقتصادی نمادین شد.


هفته آینده:

برگزیت، بانک مرکزی اروپا، بانک مرکزی کانادا

تمرکز اصلی مثل همیشه بر روی تحولات برگزیت خواهد بود.
با توجه به اینکه مذاکره کنندگان همچنان در حل اختلافات برجسته ناکام مانده اند قرار است نخست وزیر انگلستان بوریس جانسون و رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا فن در لین با یکدیگر گفتگو کنند.
نکته جدیدی که در این بین وجود دارد و می‌تواند اوضاع را بدتر کنند این است که برخی اکنون احتمال اینکه اتحادیه اروپا حتی امسال خواهان توافق نباشد را افزایش داده اند. با این توجیه که برای اتحادیه اروپا این بهتر خواهد بود تا اجازه دهد بریتانیا روز یکم ژانویه بدون توافق در مسیر سقوط قرار بگیرد،ایده این است که اوضاع بدتر برای انگلستان باعث می شود تا آنها اشتیاق بیشتری برای امتیاز دهی داشته باشند.
در همین حال برخی گزارش ها وجود دارد مبنی بر اینکه برخی از شرکت های حمل و نقل اروپا جهت مقابله با هرج و مرج در بنادر انگلستان قصد دارند از بارگیری برای انگلستان امتناع کنند.


بانک مرکزی اروپا آیا در حال آماده سازی بازوکا می باشد؟

رویداد مهم دیگر در این هفته آخرین نشست امسال بانک مرکزی اروپا در روز پنج شنبه می باشد. در ماه اکتبر آنها وعده داده بودند که اقدامات بیشتری انجام دهند:
دور جدید پیش بینی های اقتصاد کلان یوروسیستم در ماه دسامبر امکان ارزیابی مجدد کامل چشم انداز اقتصادی و بالانس ریسک ها را فراهم می کند.
بر اساس این ارزیابی به روز شده شورای سیاستگذاری ابزارهای خود را مجدد تنظیم می کنند...
پیش بینی های جدید احتمالاً سطح قابل توجهی از چشم انداز را کاهش می دهد.
رشد فصل سوم از پیش بینی های بانک مرکزی بالاتر بود اما با توجه به اقدامات تعطیلی مجدد به نظر می رسد فصل چهارم نمایانگر نزول باشد.
این بر چشم انداز رشد اقتصادی سال ۲۰۲۱ تاثیر خواهد گذاشت.
علاوه بر این ناحیه یورو به طور فزاینده‌ای با تورم پایین سر و کله می زند اگرچه انتظارات تورمی اخیراً نزول خود را متوقف کرده است با این حال احتمالاً پیش بینی های جدید تورمی نشان از بازگشت به سطوح مناسب تا سال ۲۰۲۳ را نداشته باشند.


سوال این است که بانک مرکزی احتمالاً چه کار خواهد کرد؟

مقامات مختلف اشاره کردند که شورای سیاستگذاری به احتمال زیاد اقدامات خارق‌العاده سیاست خود را تنظیم می کند تا این که نرخ بهره را به سمت قلمرو منفی سوق دهد.
بازار به دنبال تنظیمات مجدد دو ابزار کلیدی آنها یعنی برنامه خریدهای اضطراری همه گیری که انعطاف پذیری بیشتری در خرید ها دارد و عملیات خرید مجدد TLTRO یعنی بودجه ارزان بانکی جهت حفظ تامین مالی آسان برای شرکت ها با توجه به ادامه بحران، خواهد بود.
برنامه PEPP احتمالاً حداقل تا شش ماه تا پایان سال ۲۰۲۱ تمدید شود و حدود ۵۰۰ میلیارد یورو افزایش داشته باشد تا به رقم کلی ۱.۸۵ تریلیون یورو برسد.

تاثیر بر یورو:
در حالت کلی اقدامات تسهیلی کمی مانند این ها تاثیر بیشتری بر روی نرخ تبادلی ارز نسبت به کاهش نرخ بهره به مقدار کم دارد.
کاهش یک دهم درصد نرخ های بهره که کل کاری است بانک مرکزی اروپا در این مرحله می تواند انجام دهد حتی اگر نرخ ها را به قلمرو منفی عمیق تر نیز سوق دهد تاثیر کمی خواهد داشت.
از سوی دیگر اقدامات تسهیلی کمی بیشتر می تواند جذابیت اوراق قرضه خارجی نسبت به اوراق قرضه یورویی را افزایش دهد که می تواند ارز یورو را تضعیف کند.

سوال مهم دیگر این است که آیا بانک مرکزی اروپا به بالا بودن نرخ تبادلی یورو دلار اهمیت می دهد؟

اقتصاددان ارشد بانک مرکزی اروپا لین درنشست یکم سپتامبر نسبت به تقویت جفت ارز یورو دلار به نرخ ۱.۲۰ شروع به اظهار نگرانی کرد سپس گفت در حالیکه بانک مرکزی اروپا نرخ تبادلی را مورد هدف قرار نمی دهد اما برای آن ها با اهمیت می باشد و بعد از آن نظرات پیاپی را از مقامات بانک مرکزی اروپا نسبت به نحوه تاثیر گذاری نرخ تبادلی بر روی تورم شنیدیم.
در آن زمان و به تازگی ناحیه یورو در ماه آگوست وارد جریان فشار های ضد تورمی شده بود.
و بانک مرکزی اروپا رویه جدید خود را در این باره رمزگذاری کرد به این صورت که شورای سیاست گذاری اطلاعات ورودی از جمله تحولات مربوط به نرخ تبادل ارز را با توجه به پیامدهای آن در چشم انداز تورم میان مدت به دقت ارزیابی خواهد کرد.
از آن زمان به بعد هر چند که در مورد نرخ تبادل ارز چیز کمی شنیدیم با وجود اینکه یورو دلار طی چند روز گذشته به طور مداوم بالای نرخ ۱.۲۰ باقی مانده است اما دلیل خوبی برای آن وجود دارد بیشتر به حرکات شاخص دلار مربوط می‌شود تا یورو.
یورو دلار ۳.۲۵ درصد بالاتر از چیزی است که در شروع ماه آگوست در آنجا قرار داشت نرخ ارز موثر اسمی یورو در مقابل ۱۹ شریک تجاری عمده فقط نیم درصد بالاتر است و اصلاً بالاتر از سطحی که در سخنرانی آقای لین مشاهده شد نیست.
در بانک مرکزی اروپا هیچ نکته ای برای تلاش جهت مقابله با تضعیف دلار وجود ندارد.
بنابراین انتظار می رود که شورا احتمالاً بر تأثیر این حرکات بر نرخ ارز تاکید نخواهد کرد.


مضاف بر این ناحیه یورو به طور مداوم مازاد حساب جاری دارد بنابراین سخت است که استدلال کنید وقتی مازاد دارید ارز شما بیش از حد ارزش گذاری می شود بنابراین انتظار نمی رود که بانک مرکزی اروپا بر تاثیر این حرکات بر ارز تاکید کند.


نشست بانک مرکزی کانادا که نگرانی اندکی برای آن وجود دارد
در مقایسه با بانک مرکزی اروپا نشست چهارشنبه بانک مرکزی کانادا باید سر و صدای کمی ایجاد کند. انتظار می‌رود همانند نشست بانک مرکزی استرالیا آنها به سادگی روند تغییرات اخیر در عملکرد خود را بررسی کنند و درباره تحولات اخیر اقتصاد اظهار نظر کنند.
آنها در آخرین جلسه خود در ماه اکتبر نرخ را ثابت نگه داشتند اما برنامه تسهیل کمی خود را دوباره کالیبره کردند.
آنها خریدها را به سمت سررسید های بلند مدت تر تغییر دادند.
به گفته آنها این اقدام تاثیر مستقیم تری بر نرخ وام گیری کلی دارد تا اینکه بر وام گیرندگان خرد اثر داشته باشد. در حالی که به تدریج مقدار این خرید ها کاهش می یابد. اما اثر خالص باید حداقل به اندازه قبل محرک باشد.
در هر صورت آنها احتمالاً می‌خواهند تاثیر این حرکات را برای چند ماه ارزیابی کنند بنابراین انتظار تسهیل بیشتر نمی رود.
در عین حال آنها گفتند که پیش‌بینی نمی کنند نرخ ها تا سال ۲۰۲۳ افزایش یابد.


سایر شاخص ها: روز شاخص کوتاه مدت انگلستان،CPI ایالات متحده
پنجشنبه روز شاخص کوتاه مدت برای انگلستان است هنگامی که این کشور تولید ناخالص داخلی ماهیانه تولیدات صنعتی و کارخانه ای البته تراز تجاری خود را اعلام میکند.
احتمالا تولید ناخالص داخلی ماهانه مهمترین آنها باشد پش‌بینی برای این شاخص کاهش اندک است.
ممکن است اینگونه تصور شود که در طی ماه اقدامات تعطیلی جزئی در مناطقی از کشور انگلستان اعمال شد اما این نزول احتمالاً در ماه نوامبر بدتر می شود.


گزارش شاخص هزینه مصرف کننده ایالات متحده در روز پنج شنبه منتشر می‌شود.
قبلاً این یکی از مهم‌ترین شاخص ها بود اما اکنون همان طور که در این متن توضیح داده شد به احتمال زیاد هیچ تغییری در سیاست گذاری بانک فدرال رزرو ایجاد نکند.


انتظارات در مورد کندی بیشتر تورم می تواند در برابر افزایش اخیر انتظارات تورمی ایالات متحده قرار بگیرد این امر باعث افزایش بازدهی واقعی و شاید جذابیت بیشتر دلار شود.


این هفته همچنین در روز دوشنبه آلمان تولیدات صنعتی خود را گزارش می دهد و نظرسنجی مربوط به موسسهZEW در روز سه شنبه منتشر می‌شود.
حساب جاری ژاپن سه شنبه و سفارشات ماشین آلات نیز در روز چهارشنبه برای این کشور گزارش خواهد شد.



تحلیل ویژه روزانه
خلاصه بازار سازمان اوپک پلاس راه اتحادیه اروپا را در پیش گرفت که در مذاکرات برگزیت هنوز به نتیجه مشخصی نرسیده است و آنها نیز نتوانستند تصمیم بگیرند که آیا تولید را به میزان ۱.۹ میلیون بشکه در روز طبق برنامه زمانبندی شده از اول ژانویه افزایش دهند و یا اینکه افزایش تولید را برای سه ماه به تاخیر بیندازند که البته انتظار هم بر همین بود. بنابراین آنها تصمیم گرفتند تا در ماه ژانویه میزان تولید خود را ۵۰۰ هزار بشکه در روز افزایش دهند و سپس هر ماه جلساتی را برای تصمیم گیری در مورد ماه آینده تشکیل دهند. در واقع هر ماه آن ها بسته به بازار قادر به افزایش و یا به طور قابل توجهی کاهش تولید ۵۰۰ هزار بشکه در روز خواهد بود. گرفتن این تصمیم بسیار دشوار بود و چندین روز بیشتر از آنچه که انتظار می رفت این مذاکرات به طول انجامید زیرا برخی از تولید کنندگان خواستار افزایش تولید بودند در حالی که برخی دیگر نگران از بین بردن تعادل شکننده در بازار بودند.